خداوند از نگاه دانشمندان علوم طبيعيبرخلاف آنچه بعضی تصور میکنند اکثر دانشمندانی که در علوم طبیعی صاحب
نظرند نه تنها خدانشناس نیستند بلکه در صفوف اول موحدین و خداپرستان جای
دارند (منظور در اینجا اصل قبول توحید است کار بقبول دستورات و تعالیم
مذهبی نداریم) و پاره ای عبارات از آنها نقل شده که عالیترین مفاهیم توحید
را منعکس میسازد. اینک به چند نمونه آن اشاره میشود:
«هرشل» که از بزرگان علمای هیئت است میگوید: «هر قدر دائره علم وسیعتر
میگردد براهین دندان شکن و قویتری برای وجود خداوند ازلی و ابدی بدست
میآید!؛
در واقع علماء زمین شناسی و ریاضی دانها و دانشمندان فلکی و طبیعی
دانها دست بدست هم داده اند که کاخ علم یعنی کاخ عظمت خدا را محکم برپا
سازند»!.
«مونت نل» یکی دیگر از دانشمندان بزرگ امروز میگوید: «اهمیت علوم طبیعی
تنها از این نظر نیست که عقل ما را سیر میکند (و باحتیاجات ما پاسخ میدهد)
بلکه اهمیت بیشتر آن از این جهت است که عقل ما را باندازه ای بالا میبرد
که عظمت خدا را درک میکنیم و ما را باحساسات اعجاب و اجلال ذات او زینت
میدهد»!.
«لیته» یکی از طبیعی دانهای معروف که در موضوع ساختمان نباتات کشفیات و
تحقیقات قابل توجهی دارد، میگوید: «خدای جاودانی، خدای ازلی و بزرگ، با
خبر از آشکار و نهان و قادر متعال از مقابل چشمان من عبور کرده است! من
نتوانستم او را در مقابل خود ببینم.
ولی پرتو عظمت و قدرت او بر صفحة روح تابید و منعکس گردید؛ و در نتیجه
این انعکاس روح مرا در بهت و تعجب و حیرت انداخته بود؛ من اثر او را در
تمام مخلوقات و موجودات مشاهده نمودم، و در تمام این موجودات و مخلوقات
حتی در کوچکترین آنها، در آن موجوداتی که ابداً بچشم دیده نمیشوند چه قدرت
و قوتی بکار رفته بود؟ ... چه عقلی؟... چه کمال غیر قابل توصیفی در آنها
دیده میشد؟».
«نیوتن» دانشمند معروف طبیعی و مبتکر «قانون جاذبة عمومی» کلمات مفصلی در این قسمت دارد که ضمن آن میگوید:
«ما با مطالعه گوش می فهمیم که سازنده آن، قوانین مربوط بصوت را کاملاً
میدانسته و سازنده چشم تمام قوانین پیچیده مربوط بنور را میدانسته و از
مطالعه نظم افلاک پی بآن «حقیقت بزرگی» که آنها را طبق نظم مخصوص اداره
میکند میبریم»(14).
اجازه بدهید برای تکمیل این بحث این حقیقت را از زبان چند نفر از
بزرگترین دانشمندان قرن ما که هر یک در رشته ای از علوم طبیعی تخصص داشته
اند نقل کنیم.
از زبان یک مهندس طراح مغز الکترونی.
یک فیزیک دان معروف
یک شیمی دان با سابقه
یک زیست شناس لایق
و یک طبیب و جراح ماهر بشنویم:
***
1 ـ دکتر کلودهداوی طراح «مغز الکترونی» میگوید:
«چند سال پیش من مأموریت داشتم که طرح یک «ماشین الکترونی» را که
بتواند در مدت کمی فرضیه ها و معادلات مشکل دو بعدی را حل کند بریزم. برای
این کار از صدها لامپ حبابی و اسبابهای الکترو مکانیکی و چرخهای متعدد
استفاده کردم، و بالاخره این ماشین یعنی «مغز الکترونی» در یک اطاق کوچک
در اداره کمیته مشورتی هواپیمائی شهر «لنگلی فیلد» کار گذاشته شد.
پس از سالهای طولانی کار و تحمل رنجهای فراوان روی یک طرح برای من مشکل
است قبول کنم که این پیچ و مهره ها بدون مداخلة یک طراح باهوش خودبخود در
جایشان قرار گرفته باشند.
حال توجه کنید که دنیای محیط ما پر از طرحهای بیشمار مستقل و در عین
حال بهم مربوطی است که هر یک بنوبة خود صدها مرتبه از مغز الکترونی من
پیچیده تر و عجیب تر می باشند. جائی که برای ماشین حساب من طراحی لازم بود
چگونه ممکن است برای بدن من با اینهمه خصوصیات فیزیکی و شیمیائی و زیستی
طراحی لازم نباشد؟ مسلماً برای جهان هستی که من جزء ناچیزی از آن هستم
طراحی لازم است.
این «نظم و طرح» یا هر نام دیگری که مایل هستید، روی آن بگذارید از دو
راه میتواند بوجود آید: در نتیجه «تصادف» یا در نتیجه «اراده». و با توجه
باینکه هر قدر نظم و ترتیب بیشتر باشد احتمال تصادف کمتر میشود، اکنون که
ما در میان این طرحهای نامتنهای قرار گرفته ایم من راهی جز ایمان بخدای
توانای لایزال نمی بینم».
2 ـ دکتر ادوین فست دانشمند فیزیکدان معروف میگوید: «علوم با توسعة
اطلاعات مربوط به فیزیک هسته ای، در جستجوی جهان باین نتیجه رسیده است که
تمام عناصر و ترکیبات آنها از عمل متقابل ذرات اصلی بوجود آمده و تمام
اجسام جهان در نتیجه اجتماع پروتونها و خواص آنها در شرائط و اوضاع
گوناگون ایجاد شده اما خود «پروتون» از کجا آمده و چرا این خواص را داراست
مسئله ایست که علوم هنوز نتوانسته اند پاسخ مثبتی بآن بدهند!
با دقت و بررسی در قوانین طبیعی باین نتیجه میرسیم که یک «مقنن عالی»
وجود دارد که قوانین ثابت طبیعت را وضع نموده و در هنگام آفرینش این خواص
را به الکترونها و پروتونها و نوترونها داده است که تمام خواص طبیعی از آن
سرچشمه میگیرند.
ادامه مطلب...