تبليغاتX
زن در صدف

زن در صدف

 

 

آرشيو مطالب
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

 

پیوند ها
ایران قلب من, پاینده ایران
هواشناسی
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای
معرفی سایت های مذهبی
قرآن و ادعيه
دست نوشته‌های سيد مهدی شجاعی
نادعلی(ع) عشاق الزهرا (س)

 

 امكانات جانبي
RSS 2.0  
 

فوت منتظري

تحریف ممنوع!
امروز در برخی دانشگاه های تهران، معدودی از دانشجویان با در دست گرفتن تصاویری از منتظری و امام خمینی و پوشیدن لباس سیاه، به عزاداری برای "مرجع سبز" خود پرداختند.
تصور چنین صحنه ای واقعا برای کسانی که کوچکترین اطلاعی از ماجرای عزل منتظری و اتفاقات بین امام و ایشان دارند، واقعا مضحک و غیرقابل تصور است. قرار گرفتن تصویر امام و آقای منتظری  در کنار هم  درصورتیکه هنوز بخش قابل توجهی از دوستداران امام، وی را مسئول مرگ امام می دانند، آن هم پس از گذشت تنها دو دهه از این ماجرا، واقعا برای مردم قابل تحمل نیست.
دوستداران و طرفداران آقای منتظری می توانند برای وی عزاداری کنند و بزرگداشت بگیرند، اما قطعا مردم در مقابل هرگونه تحریف تاریخی و روند نامیمون «کوچک شمردن اختلاف عمیق امام و منتظری» بشدت مقابله می کنند.
البته زمانی که خط امامی های دیروز که روزگاری نه چندان دور در نامه های با آه و افسوسشان، منتظری را "قاتل امام" می خواندند اما امروز خود را فدائی او می دانند، اینچنین دچار استحاله شوند، به جماعت نوچه حرجی نیست!

حرف آخر
فرجام کار شیخ حسینعلی منتظری می توانست بهتر از اینها باشد؛ می شد امروز سراسر ایران برای او  سیاهپوش شود، می شد امروز همه چهره های سیاسی و مذهبی از درگذشتش ابراز تاسف کنند، می شد امروز حوزه های علمیه سراسر ایران یکپارچه عزادار شوند، می شد امروز بی بی سی و رادیو فردا و رادیو زمانه، مزورانه برای مرگ او سینه چاک نکنند... ولی افسوس!
افسوس و صدافسوس بر کسانی که پای در راه ناصوابی گذارده اند که پیشتر منتظری و امثال منتظری آنرا آزموده اند، راهی که مقصدی جز انزوا و دوری از ملت ندارد

چهارشنبه دوم دی 1388 |

 
 

محرم و عاشورا از منظر امام خمینی(ره)

گزیده سخنان امام خمینی(ره)درخصوص محرم و عاشورا :  

-محرم ماهى است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام كرده، و بهاثبات رسانده كه در طول تاریخ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است .

-محرم ماهى است كه به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شد و از توطئه‏ عناصر فاسد و رژیم بنى امیه ، كه اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند ، رهایى‏بخشید .

-این خون سیدالشهداء است كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مى‏آورد .

-ماه محرم براى مذهب تشیع ،ماهى است كه پیروزى ، در متن فداكارى و خون به ‏دست آمده است .

-محرم ماه  نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیاى خداست كه با قیام خود درمقابل طاغوت ، تعلیم سازندگى و كوبندگى به بشر داد و راه فناى ظالم و شكستن ‏ستمكار را به فدایى دادن و فدایى شدن دانست و این،خود سرلوحه تعلیمات اسلام‏است براى ملتها تا آخر دهر .

-با حلول ماه محرم ، ماه حماسه و شجاعت و ماه  فداكارى آغاز شد . ماهى كه خون بر شمشیر پیروز شد . ماهى كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم و داغ باطله، برجبهه ستمكاران و حكومتهاى شیطانى زد . ماهى كه به نسلها،در طول تاریخ ، راه ‏پیروزى بر سرنیزه را آموخت ؛ ماهى كه شكست ابر قدرتها را در مقابل كلمه حق ، به ثبت رساند . ماهى كه امام مسلمین ، راه مبارزه با ستمكاران تاریخ را به ما آموخت .

-سید الشهداء را كشتند ، اسلام ترقى‏اش بیشتر شد .

-سید الشهداء سلام الله علیه با همه اصحاب و عشیره‏اش قتل عام شدند ، لكن‏ مكتبشان را جلو بردند .

-شهادت حضرت سیدالشهدا ، مكتب را زنده كرد .

-زنده نگه داشتن عاشورا ، یك مساله بسیار مهم سیاسى - عبادى است .

-انقلاب اسلامى ایران ، پرتویى از عاشورا و انقلاب عظیم الهى آن است .

-كربلا،كاخ ستمگرى را با خون درهم كوبید و كربلاى ما،كاخ سلطنت‏شیطانى را فروریخت .

-كربلا را زنده نگه دارید و نام مبارك حضرت سیدالشهداء را زنده نگه دارید كه‏ با زنده بودن او اسلام ، زنده نگه داشته مى‏شود .

-مساله كربلا ، كه خودش در راس مسائل سیاسى هست ، باید زنده بماند .

-ملت بزرگ ما باید خاطره عاشورا را با موازین اسلامى ، هر چه شكوهمندتر حفظ نماید .

-این محرم را زنده نگه دارید ، ما هر چه داریم از این محرم است .

-محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است .

-تمام این وحدت كلمه‏اى كه مبدا پیروزى ما شد ، براى خاطر این مجالس عزا وتبلیغ و ترویج اسلام شد . این مجالس سوگوارى و این مجالس‏ بزرگداشت‏ سید مظلومان و سرور آزادگان ، كه مجالس غلبه سپاه عقل برجهل ، و عدل بر ظلم ،و امانت بر خیانت ، و حكومت اسلامى بر حكومت طاغوت‏است ،بهتر است محرم هر چه با شكوهتر و فشرده ‏تر برپا شود  و بیرقهاى خونین عاشورا به علامت‏حلول روز انتقام مظلوم از ظالم ، هر چه بیشتر افراشته شود.

-ماه محرم،ماهى است كه مردم آماده‏اند براى شنیدن مطلب حق.

-گریه كردن بر عزاى امام حسین، زنده نگه‏داشتن نهضت و زنده نگه‏داشتن همین‏معنا كه یك جمعیت كمى در مقابل یك امپراطورى بزرگ ایستاد، دستور است .

-باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد .

-عاشورا روز عزاى عمومى ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جدید اسلام ومسلمانان است .

سه شنبه یکم دی 1388 |

 
 

عید غدیر خم

عید غدیر خم بر عموم مسلمین جهان مبارک باد.

 

ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد.    پیامبر اکرم (ص)

ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)

هر که من مولای اویم پس علی مولای او است .  پیامبر اکرم (ص)

روز غدیر خم برترین عید امت من است .  پیامبر اکرم (ص)

خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت حضرت فاطمه زهرا (س )

               

شنبه چهاردهم آذر 1388 |

 
 

ديگران درباره علي (ع) چه مي گويند

  

ديگران درباره علي (ع) چه مي گويند 

سخن درباره اميرالمومنين علي (ع) گفتن بسيار مشکل است زيراگفتن ها به اندازه قطره اي از درياست وناگفته ها را تنها خدا داند و بس و تا آنجا که به فهم من وتو نيايد وتحمل آن فوق طاقت باشد .
  
به راستي علي (ع) مقياس و ميزان است براي سنجش فطرت ها وسرشت ها واز معيار حق و حقيقت است. نام علي مشتق ازنام خداست. هر چند که زبان ها ازتوصيف وقلم ها از کتابت اين امام همام عاجزند اما به مصداق اين شعر مولوي:
    آب دريا را اگر نتوان کشيد

    هم به قدر تشنگي بايد چشيد

  اينک با خواست خدا به گفتار دانشمندان مسلمان وغيرمسلمان نظري بيفکنيم :

   شنبلي شبيل ، دانشمند و فيلسوف مادي مسلک و از شارحان نظريه تکامل با اينکه منطق کمونيستي و الحاد و انکار ماوراي طبيعت را دارد در مورد شخصيت والاي علي (ع) مي گويد :”امام علي بن ابيطالب بزرگ بزرگان و يکتا نسخه اي که جهان شرق وغرب درگذشته و حال صورتي به مانند او که مطابق با اصل باشد را به خود نديده است.”

 گابريل وانگيزي نويسنده ومحقق مشهور مسيحي فرانسوي و مولف کتاب شهسوار اسلام: سخن گفتن درباره امام علي(ع) از نظر قرب معنوي کمتر ازايستادن در محراب عبادت نيست...علي نه تنهابراي پيامبر مدافع غيور وبراي اسلام مبارز سلحشور بود بلکه در تمام شئون مدني ومذهبي صميمي ترين همکار پيغمبر نيز به شمار مي رفت.

ميخائيل نعيمه، نويسنده صاحب نظر و متفكر انساني مسيحي عرب:

"هيچ مورخ و نويسنده اي هر اندازه هم كه از نبوغ و رادمردي ممتاز برخوردار بوده باشد، نمي تواند قيافه كاملي از انسان بزرگي مانند علي(ع) در مجموعه اي كه حتي داراي هزار صفحه باشد، ترسيم نمايد و دوراني پر از رويدادهاي بزرگ مانند دوران او را توضيح بدهد. تفكرات و انديشه هاي آن مرد عرب و گفتار و كرداري را كه ميان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشي شنيده و نه چشمي ديده است. تفكرات ، ايده ها و گفتار و كردار او خيلي بيش از آن بوده است كه با دست و زبان و قلم وي بروز كرده و در تاريخ ثبت شده است."

جبران خليل جبران نويسنده معروف مسيحي مي نويسد:
"علي از جهان درگذشت، در حاليكه شهيد عظمت خود شد. در حالي كه نماز ميان دو لبش بود و دلش از شوق پروردگار لبريز بود. عرب حقيقت مقام و قدر علي را نشناخت، تا از ميان همسايگان پارسي آنان، مردمي به پا خاستند و بين گوهر و سنگ ريزه را فرق گذاشتند."

جرجى زیدان ، نویسنده معروف مصرى مدیر مجله (الهلال ) مى گوید:توماس كارلایل ، فیلسوف و نویسنده مشهور انگلیسى مى گوید:

"امـا عـلى ، مـا را جـز ایـن نـرسـد كـه او را دوسـت بداریم و باو عشق بورزیم چه او جوانمردى بـلنـدقـدر و بـزرگ نـفـس بـود. از سـرچـشـمـه وجـدانـش مـهـر نـیـكـوئى سیل آسا سرازیر مى گشت ، از دلش شعله هاى نیرومندى و دلاورى زبانه مى كشید. شجاعتر از شیر ژیان بود اما شجاعتى ممزوج با مهربانى و لطف و رافت و دلنرمى ...

 معمار کاخ سخن شيفته ايران کهن فردوسي در حب علي(ع) چنين سروده است:
    اگر چشم داري به ديگر سراي
    به نزد نبي وعلي گير جاي
    هر آن کس که در جانش بغض علي است
    ازو زارتر در جهان زار کيست
    يقين دان که خاک پي حيدرم

    بر اين زاده ام هم بر اين بگذرم

پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 |

 
 

روز عرفه

روز عرفه

تا بال به بال عشق بستی*تا هست جهان همیشه هستی

 

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.
 

 

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

در اين روز حجاج بيت ا... الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات مي پردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت مي كنند.
مسلمانان نيز در گوشه گوشه اين كره خاكي در اين روز همه با هم نجوا كردند:
"خداي من، من به گناهانم اعتراف مي كنم، آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصميم به گناه گرفتم، منم كه ناداني كردم."
مسلمانان با شركت در آيين پرفيض و ملكوتي دعاي عرفه، با ريختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو كرده و براي گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهي طلب مغفرت كردند.

***

عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجا توقف مي كنند و به دعا و نيايش مي پردازند و پس از برگزاري نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز مي گردند و وجه تسميه آنرا چنين گفته اند كه جبرائيل عليه السلام هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت ?عرفت? و او پاسخ داد آري، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكي از معاني ?عرف? صبر و شكيبايي و تحمل است. (1)
فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَليهِ اِنَّه? هو التَّوابُ الرّحيمْ
آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است.
طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:
ـ چرا گريه مي كني اي آدم؟
ـ چگونه مي توانم گريه نكنم در حاليكه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.
ـ اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به مني برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:

خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك
جز تو خدايي نيست لا الهَ الاّ اَنْتْ
كار بد كردم و بخود ظلم نمودم عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي
به گناه خود اعتراف مي كنم وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي
تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ

آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......


ادامه مطلب...

پنجشنبه پنجم آذر 1388 |

 
 

غيبت

معنای غیبت

فقها تعاریف فراوانی برای غیبت داشته اند و معیارهایی در این خصوص ارائه كرده اند. شیخ شهید در كتاب كشف الریبه ملاك غیبت را اینگونه معنا كرده است كه:

" هرگاه كسی در غیاب دیگری سخنی نسبت به او بگوید كه عرفاً و در نزد مردم نقص و عیب به حساب می آید و قصد وی از این كار سرزنش و یا برملا كردن نقص او باشد، مرتكب غیبت شده است."

عذاب برای غیبت كننده

در برخی روایات هم آمده است كه در روز قیامت غیبت كننده گوشت خود را می خورد.

رسول خدا(ص) فرمود:" ای كسانی كه به زبان اسلام آورده اید و ایمان به قلب شما وارد نشده است! مسلمانان را سرزنش نكنید! و عیب های پوشیده آنها را جستجو نكنید! زیرا كسی كه پوشیده های آنها را جستجو كند، خداوند پوشیده هایش را جستجو كند، افتضاح نماید، اگر چه در خانه اش باشد."

فردی كه عیب های پوشیده مردم را افشا می كند؛ چون مردم ناموس الهی اند، هتك حرمت الهی كرده است. پس در این عالم و آن سرا رسوا خواهد شد.

در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده كه رسول خدا(ص) در معراج از خداوند پرسید:

" ای پروردگار! حال مومن نزد تو چگونه است؟ فرمود، ای محمد! كسی كه دوستی از من را اهانت كند، پس همانا به محاربه با من اقدام كرده است..."

در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است كه غیبت كردن سبب خروج از ولایت الهی و ورود در ولایت شیطان می شود.

غیبت حق الناسی است كه ...

غیبت از جمله گناهانی است كه علاوه بر جنبه حق اللهی، جنبه حق الناسی هم دارد.

رسول خدا(ص) در ضمن سفارشات خود به ابوذر فرمود:" از غیبت كردن بترس كه آن از زنا شدیدتر است؛ پرسیدم: ای رسول خدا! به چه علت؟ حضرت فرمود: چون زنا كننده اگر توبه كند، خداوند او را می آمرزد، اما غیبت آمرزیده نشود مگر این كه صاحبش( غیبت شونده) را راضی كند."

پس چه بسیار افرادی كه گرفتار حق الناس شوند و در قیامت شخصی از او راضی نگردد!

روایت دیگری در این زمینه از رسول خدا(ص) گویای تاثیرغیبت در از بین بردن نیكی های بنده است. آن حضرت فرمود:" آتش در سوزاندن و از بین بردن چیز خشك از غیبت در نابودن كردن نیكی های بنده سریع تر نیست؛ چنان كه در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است كه در روز قیامت شخصی در نامه عمل خود نیكی های خود را نمی بیند. چون از این امر سوال می كند به او گفته می شود چون غیبت كردی، عمل تو از بین رفت.

گوش دادن به غیبت نیز حرام است

همانطور كه غیبت كردن حرام است، گوش دادن به غیبت هم گناه به حساب آمده و حرام می باشد.

از برخی روایات استفاده می شود كه گوش كننده غیبت همانند غیبت كننده است؛ چنان كه امام علی(ع) فرمود:" گوش كننده به غیبت، نیزغیبت كننده است."

از برخی روایات استفاد می شود كه رد كردن غیبت واجب است و در روایتی از رسول اكرم(ص) رد كردن غیبت را باعث دفع شر و بدی از غیبت كننده عنوان نموده اند. امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا فرمود:" آگاه باش كسی كه بر برادر خود منت بگذارد و غیبتی را كه در مجلسی درباره او شنیده است رد كند، خداوند متعال هزار باب از بدی در دنیا و آخرت از او رد می كند و اگر با وجود توانمندی از این كار خودداری ورزد، برای او مثل گناه كسی است كه هفتاد بار او را غیبت كرده باشد، خواهد بود."


درمان غيبت

حسنات را از بین می‌برد
گنا‌هان دیگران را بر دوش انسان می‌گذارد
عبادات تا چهل روز پذیرفته نمی‌شود
غیبت کننده جزو نخستین کسانی است که قبل از همه وارد دوزخ می‌شود
اگر توبه کند و توبه او پذیرفته شود آخرین کسی است که وارد بهشت می‌شود.


و به این حقیقت توجه کند که غیبت حق‌الناس است زیرا آبروی خلق خدا را می‌برد و ارزش آبروی هر کس همچون ارزش جان و مال اوست و تا صاحب حق راضی نشود خدا او را نمی‌بخشد و ای بسا غیبت می‌کند و دسترسی برای جلب رضایت طرف پیدا نمی‌کند و این بار گناه برای همیشه بر دوش او می‌ماند. اگر غیبت‌کننده در این امور دقت کند به
یقین از کار خود پشیمان و منصرف می‌شود، و آنها که غیبت را وسیله تفریح و سر‌گرمی مجالس خودشان قرار می‌دهند اگر در این عواقب بیندیشند قطعاً تجدید‌ نظر خواهند کرد.

3-غیبت‌کننده باید به این حقیقت توجه کند که نیرو‌های انسان محدود است، اگر نیرویی را که صرف تضییع آبروی اشخاص و شکستن موقعیت اجتماعی آنها می‌کند، صرف رقابتهای صحیح و سازنده نماید، ای بسا در مدت کوتاهی از رقیبان خود پیشی گیرد و مقام والایی را که انتظار دارد در جامعه برای خویشتن فراهم سازد بی آنکه ضربه‌ای بر فرد یا جامعه وارد کند و عقوبات دنیا و آخرت را متوجه خود سازد.

غیبت‌کننده باید به این حقیقت توجه کند که غیبت کردن یکی از نشانه‌های بارز ضعف و ناتوانی و فقدان شخصیت و عقده خود کم‌بینی است و او با غیبت کردن این صفات درونی خود را آشکار می‌سازد و پیش از آنکه شخصیت اجتماعی طرف را بشکند شخصیت خود را در هم می‌کوبد.

این نکته نیز حائز اهمیت است که برای ترک غیبت مخصوصاً در مورد کسانی که غیبت برای آنها به صورت یک عادت در‌آمده قبل از هر چیز:

مراقبت شدید و نظارت اکید بر‌زبان است
پرهیز از معاشرت با دوستانی که او را به غیبت تشویق می‌کنند
ترک مجالسی که مهیا برای غیبت است
کلیه اموری که وسوسه غیبت در او ایجاد می‌کند


. یکی از انگیزه‌های غیبت تبرئه خویشتن است مثلاً می‌گوید اگر من مرتکب گناه شدم فلان کس که از من بهتر است همین عمل و یا عملی بدتر از کار من را انجام داده است.

در حدیثی از امام علی ‌ علیه‌السلام آمده است:
ما عمر مجلس بالغیبه الا خرب من الدین.
مجلسی به وسیله غیبت آباد نشد مگر این که از نظر دین خراب گشت
.

دوشنبه دوم آذر 1388 |

 
 

خداوند از نگاه دانشمندان علوم طبيعي

            خداوند از نگاه دانشمندان علوم طبيعي

برخلاف آنچه بعضی تصور میکنند اکثر دانشمندانی که در علوم طبیعی صاحب نظرند نه تنها خدانشناس نیستند بلکه در صفوف اول موحدین و خداپرستان جای دارند (منظور در اینجا اصل قبول توحید است کار بقبول دستورات و تعالیم مذهبی نداریم) و پاره ای عبارات از آنها نقل شده که عالیترین مفاهیم توحید را منعکس میسازد. اینک به چند نمونه آن اشاره میشود:

«هرشل» که از بزرگان علمای هیئت است میگوید: «هر قدر دائره علم وسیعتر میگردد براهین دندان شکن و قویتری برای وجود خداوند ازلی و ابدی بدست میآید!؛

در واقع علماء زمین شناسی و ریاضی دانها و دانشمندان فلکی و طبیعی دانها دست بدست هم داده اند که کاخ علم یعنی کاخ عظمت خدا را محکم برپا سازند»!.

«مونت نل» یکی دیگر از دانشمندان بزرگ امروز میگوید: «اهمیت علوم طبیعی تنها از این نظر نیست که عقل ما را سیر میکند (و باحتیاجات ما پاسخ میدهد) بلکه اهمیت بیشتر آن از این جهت است که عقل ما را باندازه ای بالا میبرد که عظمت خدا را درک میکنیم و ما را باحساسات اعجاب و اجلال ذات او زینت میدهد»!.

«لیته» یکی از طبیعی دانهای معروف که در موضوع ساختمان نباتات کشفیات و تحقیقات قابل توجهی دارد، میگوید: «خدای جاودانی، خدای ازلی و بزرگ، با خبر از آشکار و نهان و قادر متعال از مقابل چشمان من عبور کرده است! من نتوانستم او را در مقابل خود  ببینم.

ولی پرتو عظمت و قدرت او بر صفحة روح تابید و منعکس گردید؛ و در نتیجه این انعکاس روح مرا در بهت و تعجب و حیرت انداخته بود؛ من اثر او را در تمام مخلوقات و موجودات مشاهده نمودم، و در تمام این موجودات و مخلوقات حتی در کوچکترین آنها، در آن موجوداتی که ابداً بچشم دیده نمیشوند چه قدرت و قوتی بکار رفته بود؟ ... چه عقلی؟... چه کمال غیر قابل توصیفی در آنها دیده میشد؟».

«نیوتن» دانشمند معروف طبیعی و مبتکر «قانون جاذبة عمومی» کلمات مفصلی در این قسمت دارد که ضمن آن میگوید:

«ما با مطالعه گوش می فهمیم که سازنده آن، قوانین مربوط بصوت را کاملاً میدانسته و سازنده چشم تمام قوانین پیچیده مربوط بنور را میدانسته و از مطالعه نظم افلاک پی بآن «حقیقت بزرگی» که آنها را طبق نظم مخصوص اداره میکند میبریم»(14).

اجازه بدهید برای تکمیل این بحث این حقیقت را از زبان چند نفر از بزرگترین دانشمندان قرن ما که هر یک در رشته ای از علوم طبیعی تخصص داشته اند نقل کنیم.

از زبان یک مهندس طراح مغز الکترونی.

یک فیزیک دان معروف

یک شیمی دان با سابقه

یک زیست شناس لایق

و یک طبیب و جراح ماهر بشنویم:

***  

1 ـ دکتر کلودهداوی طراح «مغز الکترونی» میگوید:

«چند سال پیش من مأموریت داشتم که طرح یک «ماشین الکترونی» را که بتواند در مدت کمی فرضیه ها و معادلات مشکل دو بعدی را حل کند بریزم. برای این کار از صدها لامپ حبابی و اسبابهای الکترو مکانیکی و چرخهای متعدد استفاده کردم، و بالاخره این ماشین یعنی «مغز الکترونی» در یک اطاق کوچک در اداره کمیته مشورتی هواپیمائی شهر «لنگلی فیلد» کار گذاشته شد.

پس از سالهای طولانی کار و تحمل رنجهای فراوان روی یک طرح برای من مشکل است قبول کنم که این پیچ و مهره ها بدون مداخلة یک طراح باهوش خودبخود در جایشان قرار گرفته باشند.

حال توجه کنید که دنیای محیط ما پر از طرحهای بیشمار مستقل و در عین حال بهم مربوطی است که هر یک بنوبة خود صدها مرتبه از مغز الکترونی من پیچیده تر و عجیب تر می باشند. جائی که برای ماشین حساب من طراحی لازم بود چگونه ممکن است برای بدن من با اینهمه خصوصیات فیزیکی و شیمیائی و زیستی طراحی لازم نباشد؟ مسلماً برای جهان هستی که من جزء ناچیزی از آن هستم طراحی لازم است.

این «نظم و طرح» یا هر نام دیگری که مایل هستید، روی آن بگذارید از دو راه میتواند بوجود آید: در نتیجه «تصادف» یا در نتیجه «اراده». و با توجه باینکه هر قدر نظم و ترتیب بیشتر باشد احتمال تصادف کمتر میشود، اکنون که ما در میان این طرحهای نامتنهای قرار گرفته ایم من راهی جز ایمان بخدای توانای لایزال نمی بینم».

 

2 ـ دکتر ادوین فست دانشمند فیزیکدان معروف میگوید: «علوم با توسعة اطلاعات مربوط به فیزیک هسته ای، در جستجوی جهان باین نتیجه رسیده است که تمام عناصر و ترکیبات آنها از عمل متقابل ذرات اصلی بوجود آمده و تمام اجسام جهان در نتیجه اجتماع پروتونها و خواص آنها در شرائط و اوضاع گوناگون ایجاد شده اما خود «پروتون» از کجا آمده و چرا این خواص را داراست مسئله ایست که علوم هنوز نتوانسته اند پاسخ مثبتی بآن بدهند!

با دقت و بررسی در قوانین طبیعی باین نتیجه میرسیم که یک «مقنن عالی» وجود دارد که قوانین ثابت طبیعت را وضع نموده و در هنگام آفرینش این خواص را به الکترونها و پروتونها و نوترونها داده است که تمام خواص طبیعی از آن سرچشمه میگیرند.


ادامه مطلب...

یکشنبه یکم آذر 1388 |

 
 

در کلاس حفظ تقوا و شرف

دختران درند و چادر چون صدف

بهترین سرمایه زن چادر است

زانکه زن را زینت زن ، چادر است

حفظ چادر ، حفظ دین و مذهب است

شیوه زهرا و درس زینب است

حفظ چادر نص قرآن مجید

قفل جنت را بود تنها کلید

حفظ چادر سد فحشا می شود

روسفیدی نزد زهرا می شود

szhejazi@yahoo.com

 

موضوعات
زن در گذر تاریخ
زن درسیمای عفاف
پیامبر اعظم(ص)
مهدویت
ازدواج
مناسبت های مذهبی
پرسش مهر8
حدیث

 

پیوندهای روزانه
اشكان انلاين
فاسئلوااهل الذکران کنتم لاتعلمون
مهزاد رفاهت نيا
بنیاد اینترنتی مهدی (عج)
زیر اسمان ابی خدا
مرکز مشاوره و ازدواج
دست از دامان یوسف بردار
مسیحای دل
سردار بزرگ اسلام حاج عماد مغنیه
اسلام گرایان
ولایت
قرآن من
مسلمان ایرانی
سیمای عفاف
حجاب ونقش آن در شخصیت اجتماعی
حجاب وضرورت آن
حجاب حق زنان حد مردان
حجاب زن در اسلام
الهه عفت
پوشش برتر
زن همچون مرواریدی در صدف
اگر..........
سوالات دین وزندگی2(وبلاگ خودم)
مسلمان ایرانی
باکتاب دین وزندگی3(وبلاگ خودم)
حجاب -ققنوس
استاد مطهری
پایگاه شهید آوینی
دبیرستان دخترانه مکتبی1
عظمت حقوقی و اجتماعی زن
مناجات
دکتر رحیم پور ازغدی
حجاب
در انتظار یار
حدیث

 

مطالب اخیر
فوت منتظري
محرم و عاشورا از منظر امام خمینی(ره)
عید غدیر خم
ديگران درباره علي (ع) چه مي گويند
روز عرفه
غيبت
خداوند از نگاه دانشمندان علوم طبيعي
سلام بر مهدي
علايم آخرالزمان از زبان پيامبر (ص)
انتظار باعلائم ظهور امام مهدي عج